سلام

به کلبه من خوش آمدی

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

یک روز از بهار

داشتم با فتوشاپ کار مي کردم که يه دفعه هوس نوشتن به سرم زد؛ اينجا اين روزها هواي بهاري و عطر شکوفه ها همه جا رو برداشته
بعد چند روز بلاخره الان يه اس بهمون رسيد ، از دايي از اروميه
تو اين روزهاي تازه بهاري همه چيز منو به ياد يکي دو سال پيش ميندازه، دوست دارهم اين شبها توي يه زمين چمن روي يه صندلي بشينم يه مالبورو و صداي موزيک (البته بسته به حس اون لحظه) و يه قلم و کاغذ..
نميدونم آب و هواي اونور چجورياست فکر اينکه بخوام يه روز همه چيز رو اينجا رها کنم و برم جايي که تابحال نبودم کمي غريبه
بخصوص براي يه آدم بگي نگي نوستالژيک مثل من.
ولي فکر ميکنم حداقل اونجا يه غم داري اون هم غربته ولي اينجا...
من هم مثل هر آدم ناسيوناليست ديگه اي دوست دارم تو کشور خودم باشم همه چيز رو اينجا داشته باشم ولي چه ميشه کرد، اينجا بيش از هر چيز ديگه اي زندگي در کنار آدمهايي که دينشون مهمتر از حتي انسانيت و کشور ومليت و همينطور بگير برو تا آخره و همه چيزشون بقول خودشون در اسلاميت خلاصه ميشه آزار دهنده است، برام مشکله تو جامعه اي زندگي مي کنم که مردم عقلشون به چشمشونه و چشمشون به تلويزيون و رسانه هاي ح کو.متي! و صد البته اونها هم خوب متوجه اين قضيه هستند و به نحو احسن استفاده (سوءاستفاده) مي کنند.
ملتي که به چند زير نويس تلويزيون ميريزن تو خيابونا و بر عليه هر چيزي که بهشون تفهيم بشه اعتراض مي کنند بدون اينکه حتي يه چند دقيقه بهش فکر کنند، اس. را ءيل ، فتنه گران!! ، بد حجابي، روز قدس، حمايت از ولايت!!!!سناريوي پاره کردن عکس خميني، اعتراضات در عاشورا واقعا چه توجيهي براي اين رفتار و تائيد موارد ذکر شده ميتونه وجود داشته باشه؟
اصلا قصد سي.اسي نوشتن نداشتم ولي خب انگار اين مساله با تار و پود ملت ايران عجين شده، تاريخ ما از ورود اسلام پر از دسيسه و نيرنگ شده و قابل تغيير هم نيست گويا
در طول اين سالها اقشار آگاه جامعه وقتي ديدن که کاري براي اين وضيت به وجود اومده نميشه کرد غالبا درون گرا شده اند و طبيعتا اقشار ناآگاه برون گرا که البته اين قضيه برون گرا بودن اين عده هم دلايل خودش رو داره
بگذريم..

يه ديالوگ از بازيگر مورد علاقه ام آلپاچينو در فيلم 88 دقيقه:
اگه همه يه جور فکر مي کنند من ميگم خلاف اون درسته.

هیچ نظری موجود نیست: